کلبه نوشین
به موزیک و شعر علاقه دارم
به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی
هرجا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی
تورو نبض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم!این و به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم
واست اینهمه ترانه از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی می میری این و از همه شنیدم
تورو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی منه تنها رو دعا کن
خاطراتم و نگه دار اما دستام و رها کن
دست تو اول عشقه بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد
شب ها زیبا ترین لحظه ها بود برای دیدنت
برای تصور کردن تو در لحظه های با تو بودن
برای بوسیدن تو در باغی که درختانش
با گل های نیلوفر و یاس جامه بر تن کرده بودند
همان جایی که چندین بار حدیث عشق مان را
فریاد زدی تا گنجشک ها و کلاغ ها و کبوترها
شاهد جنونت شوند
از اینجا می تونید به مسنجر ما پیغام بدید :
این وبلاگ را به دیگران معرفی کنید روز مره
موتور جستجودر اینترنت