تبليغاتX
st patrick's

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ....عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي .....عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها .....عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب http://EmpireOfwww.com

  کلبه نوشین

دوستی

دوستی

به موزیک و شعر علاقه دارم

 

منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم

 

می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم

 

از لحظه ی تولد سفر تقدیر من بود

 

تنم اسیر جاده دلم اسیر تن بود

 

یک قصه ی تازه نیست خونه بدوشی من

 

هراس دل سپردن عذاب دل بریدن

 

اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد

 

فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد

 

لحظه رفتن دستاتو می بوسم

 

باید برم حتی اگه اونجا بپوسم

 

منو ببخش منو ببخش که ناگزیرم

 

باید برم حتی اگه بی تو بمیرم

 

دریایی از مصیبت پشت سرم گذاشتم

 

وقتی به تو رسیدم دیگه نفس نداشتم

 

من مرده بودم اما دوباره جونم دادی

 

هم گریه من شدی عشقو نشونم دادی

 

اگه یه شب تو عمرم چشمای من آسوده

 

همون یک خواب کوتاه زیر سقف تو بوده

 

اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد

 

فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد

 

لحظه رفتن دستاتو می بوسم

 

باید برم حتی اگه اونجا بپوسم

 

منو ببخش منو ببخش که ناگزیرم

 

باید برم حتی اگه بی تو بمیرم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 1:43  توسط نازی  | 

 

به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی

 

هرجا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی

 

تورو نبض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی

 

که دوست ندارم!این و به خدا گفتم به سختی


من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم


واست اینهمه ترانه از ته دل نمی خوندم


اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم


داری آب می شی می میری این و از همه شنیدم

 

تورو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد


از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد


تو که تنها نمی مونی منه تنها رو دعا کن


خاطراتم و نگه دار اما دستام و رها کن


دست تو اول عشقه بسپرش به آخرین مرد


مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد

 

شب ها زیبا ترین لحظه ها بود برای دیدنت


برای تصور کردن تو در لحظه های با تو بودن


برای بوسیدن تو در باغی که درختانش

 

با گل های نیلوفر و یاس جامه بر تن کرده بودند


همان جایی که چندین بار حدیث عشق مان را

 

فریاد زدی تا گنجشک ها و کلاغ ها و کبوترها

 

شاهد جنونت شوند

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:33  توسط نازی  | 

امشب به قصه دل من گوش مي کني

فردا مرا چو فصه فراموش مي کني

 

اين دُر هميشه در صدف روزگار نيست

مي گويمت ولي تو کجا گوش مي کني

 

دستم نمي رسد که در آغوش گيرمت

اي ماه با که دست در آغوش مي کني

 

در ساغر تو چيست که با جرعه نخست

هشيار و مست را همه مدهوش مي کني

 

مي جوش مي زند به دل خم بيا ببين

يادي اگر ز خون سياووش مي کني

 

گر گوش مي کني سخني خوش بگويمت

بهتر ز گوهري که تو در گوش مي کني

 

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است

حرمت نگاه دار اگر نوش مي کني

 

سايه چو شمع شعله در افکنده اي به جمع

زين داستان که با لب خاموش مي کني

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:3  توسط نازی  | 

ایام شهادت حضرت علی (ع) تسلیت باد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 19:19  توسط نازی  | 

 

 

حلول ماه رمضان را به شما تبریک میگم

 

رسول خدا(صلى الله عليه و آل) هنگامى كه رويت هلال رمضان مى‏فرمود،

 

 رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مباركش را بلند مى‏كرد و مى‏گفت:

 

 پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام،

 

و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها

 

 و ناملايمات،  بار پروردگارا روزى كن ما را روزه

 

 و قيام براى عبادت،  و تلاوت قرآن در اين ماه،

 

  و او را براى ما سالم  و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار،

 

 و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.

 

 

دعای امام علی (علیه السلام) هنگام رویت هلال رمضان

امير المؤمنين (عليه السلام) مى‏فرمايد: آنگاه كه ديدى هلال (ماه رمضان) را

 

 فلا تبرح،  خشم نگير و عصبانى نشو، و «قل: اللهم انى اسالك

 

خير هذا الشهر،  و فتحه و نوره،  و نصره، و بركته،

 

 و طهوره، و رزقه، و اسئلك خير ما فيه  و خير ما بعده،

 

 و اعوذ بك من شر ما فيه و ما بعده، اللهم ادخله علينا بالامن

 

 و الايمان،  و السلامة و الاسلام، و البركة و التقوى، و التوفيق لما تحب

 

 و ترضى‏» (1) و بگو بار پروردگارا خير و خوبى در اين ماه را

 

 از تو مى‏خواهم  و همچنين فتح و پيروزى (بر شيطان) و نورانيت،

 

 و يارى (بر روزه‏دارى)  و بركت و طهارت، و روزى اين ماه را

 

 از تو مى‏طلبم،  و از تو خير آنچه در اين ماه هست

 

 و بعد از ماه مسئلت مى‏نمايم،  و به تو پناه مى‏آورم  از شر و بدى

 

 آنچه در اين ماه مى‏باشد،  و آنچه بعد از آن است،

 

بار پروردگارا اين ماه را با امن و امان  و ايمان به تو

 

  و سلامت نفس و نعمت اسلام، و بركت و تقوى

 

 و توفيق يافتن به آنچه  تو دوست مى‏دارى

 

 و راضى مى‏گردى بر ما وارد گردان

 

 (كه همه اوصاف شايسته را در اين ماه داشته باشيم)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 12:8  توسط نازی  | 

زندگي را با تو مي خواهم !!!!!!!!!

خنده هاي دلنشين را با لبان تو مي خواهم

 جز تو هرگز از عشق سخن نخواهم گفت

 زندگي بي تو سراسر درد و اندوه است

فقط اين را بدان كه با تو مي خندم

به ياد تو گريه مي كنم!!!!!!!!

و روزي در عشق تو مي ميرم

در اعماق وجودم به دنبال جمله اي پر از احساسم

 اما كلمه اي كه قابل ستايشت باشد نمي يابم

 ناچار آرزوهاي ديرينه قلبم را مي شكافم

 و از درون آن قطره خوني بنام سلام تقديمت مي كنم

 بله سلام سلامي با هزاران بوسه

 وبه همراه گل سرخ دوستي

گل قشنگم يا بهتر بگم تمام وجودم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:7  توسط نازی  | 

 

اين روز خجسته  رو به همه  دوستان عزیزم

 

تبریک میگم,,,   عیدهمگی  شما عزیزان مبارک

انشالله همیشه در صلح و صفا زندگی کنی.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:42  توسط نازی  | 

دیگه از خستگی هام خسته شدم   دیگه از وابستگی هام خسته شدم

 

میزنم تیغ به بند بستگی            مگر آزاد بشم ز خستگی

 

بسه تنهائی دیگه توی قفس        بسه این قفس بدون هم نفس

 

دیگه بسه تشنگی بدون آب        خوردن فریب و نیرنگ سراب

 

واسه هرکی دلم من تنگ میشه    تا می فهمه دلش از سنگ میشه

 

دوستی از رو زمین پاک شده     عشقها  و مردونگی خاک شده

 

هر کی فکر خودش توی قفس     حتی اگه شد بی هم نفس

 

دیگه بسه دیگه بسه انتظار        ابر رحمت به سر منم ببار

 

شب تاره شب تاره شب تار        آسمون خورشید رو بردار و بیار

 

باید حرف دلم رو گوش کنم       غصه دل رو فراموش کنم

 

دستم رو بلند کنم به آسمون        خودم رو رها کنم از این و اون

 

دلم رو جدا کنم از آدما            سینه ام رو پر کنم از عطر خدا

 

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:27  توسط نازی  | 

 

ميلاد فرخنده مولي الموحدين حضرت علي ابن ابيطالب(ع) را

 

 به جميع ره روان ودوستداران تبريك عرض ميكنم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 12:9  توسط نازی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 2:6  توسط نازی  |